تبليغاتX
می کده

می کده

با قافیه ها قهرم و مقهور ردیفم ...!





درباره وبلاگ

اي كه در رهگذرت راهي اين ساماني
گر به ما سر زديو ،
چهره پريشان ديدي!
غم مخور،
در سكوت دم من پرزصدا بودو كسي نشنيدش
پروفايل نويسنده وبلاگ

مطالب تازه
غزل
غزل
غزل
غزل
غزل
غزل
غزل
غزل
غزل
غزل
غزل

آرشيو وبلاگ
هفته چهارم اردیبهشت 1391
هفته سوم اردیبهشت 1391
هفته سوم فروردین 1391
هفته چهارم اسفند 1390
هفته اوّل اسفند 1390
هفته اوّل بهمن 1390
هفته دوم دی 1390
هفته اوّل دی 1390
هفته چهارم آبان 1390
هفته دوم مهر 1390
هفته چهارم شهریور 1390
هفته دوم مرداد 1390
هفته سوم تیر 1390
هفته اوّل تیر 1390
هفته سوم خرداد 1390
هفته اوّل خرداد 1390
هفته سوم اردیبهشت 1390
هفته اوّل اردیبهشت 1390
هفته چهارم فروردین 1390
هفته چهارم اسفند 1389
هفته دوم اسفند 1389
هفته دوم بهمن 1389
هفته اوّل دی 1389
هفته سوم آذر 1389
هفته اوّل آبان 1389
هفته دوم مهر 1389
هفته سوم شهریور 1389
هفته اوّل شهریور 1389
هفته چهارم مرداد 1389
هفته دوم مرداد 1389
هفته چهارم تیر 1389
هفته دوم تیر 1389
هفته اوّل تیر 1389
هفته چهارم خرداد 1389
هفته سوم خرداد 1389
هفته دوم خرداد 1389
آرشيو

برچسب‌ها
غزل (76)
ترانه (3)
رباعی (1)
مفرد (1)
دوبیتی (1)

لينك دوستان
سكوت بهترين كارست
این روزها
مجمع دیوانگان
می فروش-ترانه
غزلستان
غزل تنهاي
قاصدک
شب نامه
تنهاترینآشنا(مصطفی حمزه)
شط شراب (صابر خسروی)
فراتر از بودن
سیب سکوت
قاب شب
پسر آبی
یکی از بزرگترینها
صنوبر
توحید(هاني امام جمعه)
درخششهای ابدی ذهن من
دانشهای روزانه من
امین گلاب
یاشار
نسیم پریشان
سی ماه (سر کار خانوم نوذری)
گذر خاطره ها(همون خونمون )
رخشه
سیاه مشق
هیئت جوانان متوسل به قمر بنی هاشم
دریچه
آمیتیس
# # سيم خاردار # #
نسیم ولگرد(یک فنجان شعر)
چشم خلاق
کوچه ی بنبست و بی انتها
وبلاگ مدیرییت فرهنگی هنری
صحرا
دولت کریمه
سروش (میکده)
جناب نور چشمی(محمد صالح)
فطرس دل
محراب ( میلاد)
مجنون الزهرا
****نشانه****
رحیم کریمی
مرداد




نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 13:39 توسط امیر سهرابی

غرل (غزل ۷۸)

خم می شود آخر کمر نرم نهالت

 

سست است پی حکومت رو به زوالت

 

آرامش دریا ست که افتاده به جانت

 

بادی نوزیده است که تخت است خیالت

 

یا کوچ کن و ازغم این شهر گذر کن

 

یا منتظرش باش بریزد پر و بالت

 

بیخود ننشین قهوه نخورتاس نی انداز

 

 چون نیست رخ ماه رخی داخل  فالت

 

وقتی که کسی نیست برای تو بخند

 

بهترکه بخندند همه بر تو و حالت

 


برچسب‌ها: غزل

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 0:15 توسط امیر سهرابی
غزل (غزل ۷۷)

 

آمار اشک های تو را قطره قطره داشت

 

هر بار نامه ای از دوریت نگاشت

 

ترسیده بود ناله کنی از نبودنش

 

عکس تکی درون هر نامه اش گذاشت

 

صد بار ورق زد و باز ازسرش نوشت

 

در جمله اش گل رز های تازه کاشت

 

هر جای صفحه نگاه می کنی پر است

 

شبنم نشسته به برگ برگ یادداشت

 

کم کم کنار طاغچه به عکست نگاه کرد

 

از خنده های مادرانه برای توکم نزاشت

 

امشب برای نذر تو خرما خریده است

 

بی بی به جز تو هیچ کسی در جهان  نداشت

 

 


 روز مادر مبارک

الاخصوص به مادر شهدا که این روزها کسی نیست به آنها تبریک بگوید


برچسب‌ها: غزل

نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 18:39 توسط امیر سهرابی
غزل (غزل ۷۶)

لپ کلام ، اینکه از اینجا بریده ام

 

از بس که طعنه های شما را شنیده ام

 

انگار رو به پنجره ام شهر دیگریست

 

صد ها هزار بدتر از آنی که دیده ام

 

اردیبهشت همیشه اردی جهنم است

 

این قصه را فقط  نشنییدم ... کشیده ام

 

حالم درست شبیه به مجروح خسته ایست

 

در لشگرم پیاده نظامی ندیده ام

 

مانند عاشقی که دلش را شکسته اند

 

رفتم و چند قرص دیازپام خریده ام

 

هنگام خواب جهان جای بهتریست

 

قطعا زمان مرگ به آن جا رسید ه ام

 

 


 پ .ن ۱: روی پیشانی ما مهر فراموشی خورد

پ .ن ۲ : این صرفا یک غزل که میتونه خیلی جاهاش واقعیت نداشته باشه خیلی وقت بود اینجوری ننوشته بود  باید نوشته می شد اگر نه ...

پ.ن ۳ : غزل زیری هنوز جدید دوروز پیش گزاشته شده  دوست دارم نقدتون رو بشنوم

 

 


برچسب‌ها: غزل

نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 14:42 توسط امیر سهرابی
غزل (غزل ۷۵)

 

تا توانسته مرا خوب روانی کرده

 

عقل با قلب و، قلم هام تبانی کرده

 

غل غل طعم دوسیب وپک قلیان هایت

 

اهل قهوه خانه رایک شبه جانی کرده

 

چای با عطر هل و چاشنی حبه نبات

 

بزم درویشیمان را صور خانی کرده

 

مثل نقالی مرشد، گفتن خاطره ات

 

قلب من را پر شور پهلوانی کرده

 

چند وقتیست که هر روز می یایم اینجا

 

فکرت انگار مرا پاک روانی کرده

 


قرار بود دیروز ۱۹ام اردیبهشت به روز کنم که نشد .......

 


برچسب‌ها: غزل

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین 1391ساعت 21:38 توسط امیر سهرابی
غزل (غزل ۷۴)

وقتی نسیمی می وزد از بستر رود

 

عطر تو قالب میشودبر عنبر و عود

 

از بس کنارت ظرف های آب چیدم

 

دیشب هزاران قرص ماه اطراف من بود

 

من بودم چشم تو یک کهکشان حرف

 

من بودم و یک آسمان چشم مه آلود

 

باران که نم نم گوشه چشم مرا شست

 

جاری شدم از دیده ام در هیبت رود

 

لبخند گرمت باعث آرامشم شد

 

اخم تو بر تشویش های من افزود

 

دیشب شب کوتاه ما فوری سحرشد

 

دیدی چگونه ناگهانی دیر شد... زود

 


برچسب‌ها: غزل